وقتی محیط کار، فقط جایی برای کار کردن نیست

وقتی محیط کار، فقط جایی برای کار کردن نیست

صبح‌ها، پیش از آن‌که همکاران به ساختمان پردیس برسند، یزدان تاتار کارش را آغاز کرده است. بخشی از باغچه‌ها باید آبیاری شوند، بعضی گیاهان نیاز به رسیدگی دارند و گاهی گل‌های فصلی تازه‌ای از گلخانه رسیده‌اند که نباید زیاد معطل بمانند. کار باید زود انجام شود تا هم گیاهان آسیب نبینند و هم مخزن آب تا زمان حضور همکاران دوباره پر شود.

شاید برای کسی که از کنار باغچه‌ای پرگل می‌گذرد، همه اینها فقط چند دقیقه زیبایی باشد. اما پشت همین چند دقیقه، ساعت‌ها مراقبت، برنامه‌ریزی و شکیبایی ایستاده است.

یزدان تاتار، باغبان فضای سبز ساختمان پردیس، ۵۷ سال دارد و اهل روستایی میان سبزوار و نیشابور است؛ مردی خوشرو که مسیر کاری‌اش، پیش از رسیدن به این باغچه‌ها، راهی بلند و پرپیچ‌وخم داشته است.

نخستین تجربه تاتار در پرورش گیاه به دوران نوجوانی و روزهایی برمی‌گردد که در باغ پدری کار می‌کرد. اما زندگی حرفه‌ای او از مسیر دیگری آغاز شد. هفده سال نانوا بود، چند سال در حوزه تاسیسات کار کرد، بعد به نگهداری فضای سبز ساختمان‌های نهاد ریاست جمهوری در لواسان رسید و در ادامه در پروژه‌های عمرانی قرارگاه سازندگی خاتم‌الانبیا حضور پیدا کرد. پس از آن از باغبان‌های محوطه پارک علم و فناوری پردیس شد و سرانجام، مسیرش به فناپ‌زیرساخت رسید.

سه سال پیش، وقتی فناپ‌زیرساخت ساختمان نوآوری ۱۱ را در اختیار گرفت، فضای سبز ساختمان به کسی نیاز داشت که فقط از گیاهان نگهداری نکند، بلکه بتواند به محیط شکل و روح تازه‌ای بدهد. محمد داود طوسی، همکار سرمایه انسانی، پیشنهاد همکاری را به تاتار داد. او خیلی زود دست به کار شد. فضای داخل و بیرون ساختمان را بررسی کرد، فهرستی از گیاهان مورد نیاز تهیه کرد و بر پایه تجربه و ذوق خود، آرام‌آرام چهره ساختمان را تغییر داد. چیزی که پیش‌تر فقط یک فضای کاری بود، کم‌کم رنگ و طراوت گرفت؛ انگار بخشی از زندگی به میان دیوارها برگشته باشد.

اما باغبانی برای تاتار فقط کاشتن و آب دادن نیست. او درباره گیاهان همان تعبیری را به کار می‌برد که خیلی چیزها را روشن می‌کند: «گل‌ها و گیاهان مثل بچه‌های من می‌شوند.» شاید به همین دلیل است که برای او هر گیاه فقط بخشی از فضای سبز نیست. موجودی است که باید حالش را فهمید، زمان درست آب دادن به آن را شناخت، به نور و فصل و خاکش توجه کرد و اگر لازم شد، پیش از آن‌که نشانه‌های آسیب آشکار شود، به دادش رسید.

این ظرافت‌ها بیشتر وقت‌ها از چشم رهگذران پنهان می‌ماند. کسی که باغچه‌ای پر از گل را می‌بیند، شاید فقط از رنگ‌ها لذت ببرد؛ اما باغبان می‌داند پشت آن رنگ‌ها چه چالش‌هایی وجود دارد. یکی از مهم‌ترین این چالش‌ها، آبیاری است؛ به‌ویژه در فصل‌های گرم که بارندگی کم می‌شود، تبخیر بالا می‌رود و منابع آب محدودتر است. تاتار برای همین، محدوده آبیاری را به سه بخش تقسیم کرده و هر روز بخشی از فضای سبز را آب می‌دهد. صبح‌ها زودتر می‌آید تا پیش از شروع رفت‌وآمد همکاران، آبیاری انجام شده باشد و مخزن فرصت کند دوباره پر شود.

نگهداری از گل‌ها و گیاهان فقط به مهارت و تجربه خلاصه نمی‌شود. باغبانی چیزی از جنس حوصله هم می‌خواهد؛ از جنس نگاه‌کردن، صبر کردن و فهمیدن تغییرات کوچک. گاهی باید پیش از آن‌که برگ زردی دیده شود، متوجه شد که چیزی درست نیست. شاید همین است که یزدان تاتار را به یکی از قهرمانان خاموش فناپ‌زیرساخت تبدیل می‌کند.

ما هر روز از کنار گیاهانی عبور می‌کنیم که شاید حتی نامشان را ندانیم، اما کسی هست که آنها را می‌شناسد، برایشان وقت می‌گذارد و مراقب است طراوتشان در میان شلوغی روزهای کاری از بین نرود.

بعضی آدم‌ها پایداری یک سازمان را با شبکه و تجهیزات حفظ می‌کنند، بعضی با مراقبت از ساختمان و بعضی کاری می‌کنند که محیط کار فقط جایی برای کار کردن نباشد. یزدان تاتار از دسته سوم است؛ مردی که آرام و بی‌هیاهو، هر روز کمی زندگی به ساختمان پردیس اضافه می‌کند.

مقالات مرتبط
پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.فیلد های الزامی علامت گذاری شده اند *