محاسبات شناختی
اکثر ما با روش استاندارد موتورهای جستجو مانند گوگل آشنا هستیم. این موتورها، یک هدف مورد جستجو را به فهرستی از نتایج متصل میکنند. درواقع، رویکرد پایه در موتورهای جستجو از سال 1980 میلادی تاکنون یکسان بوده است؛ کاربر عبارتی را وارد میکند و متناظر با آن، مجموعهای از لینکها را برای ورود به صفحههای متناسب با عبارت خود دریافت میکند. روش سنتی جستجوی کلمات کلیدی محدودیتهای خاص خود را دارد و معمولا نکات ظریف موجود در جستجوی کاربر و وبسایتها را در نظر نمیگیرد. سیستمی که بر مبنای اصول محاسبات شناختی طراحی شده است، بر اساس تعاملات خود با کاربر و نتایج تکراری تصمیم میگیرد و معیار آن فقط اطلاعات ذخیره شده و شباهتیابی در آنها نیست. فناوریهای شناختیِ مبتنی بر این نوع از محاسبه، عملکردی شبیه به ذهن انسان دارند و سرعت، دقت و اطمینان را چاشنی الگوریتمهای خود میکنند. در این فناوریها، حجمهای بسیار بالایی از اطلاعات در زمان کوتاهی پردازش و تحلیل میشود. این سیستمها یک رویکرد ثابت را پیش نمیبرند، بلکه بهصورت پویا یاد میگیرند و بر اساس آموزههای جدید تغییر میکنند.مثالهایی از کاربرد فناوریهای شناختی در صنایع و حوزههای مختلف
- بدون اینکه لزوما حضور این فناوریها را تشخیص دهیم، تقریبا همه ما روزانه با فناوریهای شناختی سروکار داریم:
- نتفلیکس، آپارات، یوتیوب و وبسایتهای مشابه از رویکردهای تشخیص رفتار و پیشنهاد هوشمند برای جلب توجه کاربران خود استفاده میکنند.
- اگر یک ابزار از پلتفرمی مانند آمازون بخرید، بلافاصله با فهرستی از تجهیزاتی مواجه میشوید که کم و بیش به خرید آنها نیز ممکن است نیازمند بوده یا علاقه داشته باشید.
- اگر در فیسبوک چند پست درباره علاقه خود به تغییر دکوراسیون منتشر کنید، در دفعات بعدی حضور در این شبکه اجتماعی با تبلیغاتی متناسب با این پستها مواجه میشوید.